۱

پیر شده ام

حس زنی را دارم در میانه سی سالگی

۲

کودکان را دوست دارم

تازگی ها

۳

آرایشگاه جای جالبی است

نمی دانم دستهای این آرایشگرها همیشه چرا خنک است و زبر

میگوید ابروت رو دستکاری کردی

میگویم خرابش کردم

و فکر میکنم ...خرابش کردم

می گوید مادرت راستی نمیآید برای کوتاهی مو

چیزی میگویم لابد

و تمام روز فکر میکنم

موهای مادرم ..موهای مادرم ..موهای مادرم...

۴

فکر می کنم چیزی در هوای آخر اردیبهشت هست

که مرا خواب می کند

باید همان چیزی باشد که حبوانات را مستعد جفت گیری میکند

۵

پیر شده ام

/ 1 نظر / 7 بازدید
ش.

چیزی هست در هوای آخر اردیبهشت لابد، چیزی گنگ و مبهم که از دلت کنده نمی‌شود و از یادت نمی‌رود، فراموش کردن خوابی شیرین به صبحگاه و درد میانهٔ روز آنگاه که به یاد می‌آوری که زمان مدتهاست از تو دست شسته و رویاهایت هنوز دست‌افشان‌اند بر آنچه گذشته است. حتماً چیزی هست، در هوای آخر اردیبهشت... حتماً...